۱۳۸۵/۰۹/۱۴

کنار رود پیدرا نشستم و گریستم

سلام
کنار رود پیدرا نشستم و گریستم - cheshmak.net
در روز خواندن کتاب "کنار رود پیدرا نشستم و گریستم" را خواندم. یک رمان زیبا از نویسنده مشهور پائولو کوئلیو که محتوایی در زمینه مذهب، خدا و رابطه آنها با عشق داشت. تاکنون کتابی که چنین محتوایی داشته باشد را نخوانده بودم.

سایت رسمی پایولو کویلیو (قسمت فارسی) درباره این کتاب چنین نوشته است:
«اين کتاب، نخستين بخش از مجموعه ی سه گانه ی "و در روز هفتم است و به يک هفته از زندگی دختر جوانی به نام پيلار اشاره می کند و می گويد در دوره های کوتاهی ممکن است دگرگونی های عميقی در زندگی انسان رخ دهد که اصلا انتظارش را ندارد. کوئليو در اين کتاب ادعا می کند که عشق می تواند ما را به دوزخ يا بهشت ببرد، اما ما را هميشه به جايي که بايد می رساند. عشق ميان دو شخصيت اصلی داستان، زندگی آن ها را به راهی مبدل می کند که به خدا می رسد. عشق مريم مقدس نيز در سراسر داستان، آن ها را در بر می گيرد و نمی گذارد احساس وانهادگی کنند. پيلار تصور می کند تمام آن چه که در تمام زندگی برايش اهميت داشته، در يک هفته، سخاوتمندانه به او ارزانی شده، بنابراین قلبش را به روی عشق می گشاید و نور عشق را در خودش غرق می کند. هر چه بيشتر عشق بورزيم، تجربه روحانی مان بيشتر خواهد بود و دير يا زود بايد بر هراس خود غلبه کنيم.»

خواندن این کتاب خالی از لطف نیست.

موفق باشید

۳ نظر:

  1. سلام دوست عزیز
    من تقریبا تمام کتاب هایه کوئلیو رو خوندم .... کتاب “کنار رود پیدرا نشستم و گریستم” کتاب تاثیر گذاری بود...
    من پیشنهاد میکنم که کتاب زهیر رو هم همین نویسنده بخونی کتاب جالبیه ....
    موفق باشی
    یا علی

    پاسخحذف
  2. سلام
    بزودی این کتاب(زهیر) را می خوانم. مطمئنا کتاب جالبی است.

    موفق باشید

    پاسخحذف